خرید بک لینک

دیشب سوپرایگوعه پاشو ورداشته بود از رو خرخرهم. رفتم گیج و مست نشستم کنارش، باهام یه لاس مرغوبی زد، اسممو صدا کرد، یه خیزی هم ورداشت به سمتم. ولی انقد توپ و تیر در کردن اینور اونور که از دماغم در اومد. فک کنم ایگو میخواست حواس سوپرایگو رو پرت کنه که یه دو ثانیه به این بچه کاری نداشته باشه. باید ساعتای بیشتری از روزمو در خواب سپری کنم. شاید فرجای بیشتری هم شد.

برچسب: نویسنده: پارسا کاظمی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:11

صفحه بندی